پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 (ازمایش غربالگری و اولین حمام رادین)
**آزمایش غربالگری رادین**
**اولین حمام رادین**
امروز باید رادین و برای آزمایش غربالگری میبردیم خانه بهداشت...منم چون هنوز خیلی به سختی راه میرفتم مجبور بودم با رادین برم..اخه تندو تند فقط شیر میخورد.... و اصلا نمیتونستم تنهاش بزارم....
با طوفان بردیمش برای ازمایش و از پاهای کوچولوش خون گرفتن...وقتی سوزن زدن دلم ریش شد..اخه چه طور دلشون میومد...یه گریه کوچولو کردو منم سریع بقلش کردم و توی ماشین بهش شیر دادم تا رسیدیم خونه....جواب و گفتن تا یه ماه دیگه میدن...تا جوابم حاضر نمیشد ما نمیتونستیم برای رادین شناسنامه بگیریم و باید منتظر جواب ازمایش غربالگریش میشدیم...عزیز...کوچولوی من...منو بابایی عاشقت شدیم...دوستت داریم عشق من....
بعد از اینکه برگشتیم مامانی زهره رادینو برای اولین بار بردش حمام....و رادینمو شست.و رادین تر گل و ورگل امدو خوابید....

این دسته گل بزرگ و قشنگ و هم بابایی برای من خریده عزیزم...که عروسکی مثل تورو به دنیا آوردم....

این گلم دوباره بابا طوفانت برای من خریده عزیزم....

این دسته گل پایینو هم خاله انسیه ات برام اورده...

این گل پایین و هم دایی احسانت و زن دایی سارات اوردن عزیزم.....

این دسته گل رو هم خاله افسانهات برام اورد عزیزم.....



پنجشنبه 14 اردیبهشت 1391 (ازمایش غربالگری و اولین حمام رادین)
